انتشار ۲۳ مهر ۱۴۰۴
بروزرسانی ۱۸ مهر ۱۴۰۵
سینما آموختنی است!
واکاوی فیلم سینمایی «بر باد رفته» ۱۹۳۹
این برنامه برای افراد مصمم و با اراده طراحی شده است!
فیلم کلاسیک «بر باد رفته» (Gone with the Wind) محصول ۱۹۳۹
«مدت ۰۳:۱۵:۰۷»واکاوی فیلم سینمایی «بر باد رفته» Gone with the Wind
فیلم «بر باد رفته» (Gone with the Wind) یکی از مشهورترین، پرحاشیهترین و پرافتخارترین فیلمهای تاریخ سینماست. در ادامه درباره این شاهکار سینمایی سال ۱۹۳۹ را مرور میکنیم.
۱. خلاصه داستان
داستان فیلم در دوران قبل از جنگ داخلی آمریکا (جنگ شمال و جنوب)، در خلال جنگ و دوران بازسازی پس از آن رخ میدهد. فیلم زندگی اسکارلت اوهارا (با بازی ویوین لی)، دختری مغرور و لجباز از یک خانواده ثروتمند مالک مزرعه در جورجیا را دنبال میکند.
· عشق مثلث: اسکارلت عاشق اشلی ویلکز (با بازی لزلی هاوارد) است، اما وقتی میفهمد او قصد ازدواج با پسرعمویش ملی Hamilton (با بازی اولیویا دو هاویلند) را دارد، از روی عصبانیت با چارلز همیلتون (برادر ملی) ازدواج میکند.
· جنگ و ویرانی: جنگ آغاز میشود و چارلز در جنگ میمیرد. جنگ به جنوب میرسد و آتلانتا به آتش کشیده میشود. اسکارلت در میان آشوب، با کمک رت باتلر (با بازی کلارک گیبل) که از همان ابتدا به او علاقه دارد، خود را به خانهاش، «تارا» میرساند.
· مبارزه برای بقا: اسکارلت متوجه میشود دنیای قدیم از بین رفته است. او برای نجات خانواده و ملک پدریاش، هر کاری میکند؛ حتی کار کردن در مزرعه و ازدواج مجدد برای پول.
· ازدواج پرتلاطم: نهایتاً اسکارلت با رت باتلر ازدواج میکند، اما وسواس او به اشلی و غرورش، باعث نابودی این ازدواج میشود. تنها زمانی متوجه عشق واقعی رت میشود که دیگر بسیار دیر شده است. پایان معروف فیلم با دیالوگ امیدوارکننده اسکارلت تمام میشود: «فردا روز دیگری است!» (After all, tomorrow is another day!)
۲. عوامل کلیدی فیلم
· کارگردان: ویکتور فلمینگ (که در همان سال «جادوگر شهر از» را نیز کارگردانی کرد!). البته جرج کیوکر و سام وود نیز در مراحل مختلف ساخت، کارگردانی کردند.
· تهیهکننده: دیوید او. سلزنیک – نقش او در موفقیت فیلم بسیار حیاتی بود.
· فیلمنامه: بر پایه رمان پرفروش مارگارت میچل (برنده جایزه پولیتزر). فیلمنامه را سیدنی هاوارد نوشت.
· موسیقی: ماکس اشتاینر – یکی از ماندگارترین موسیقیهای متن تاریخ سینما.
۳. بازیگران اصلی
· کلارک گیبل (رت باتلر): در اوج محبوبیت بود و نقش رت باتلر را جاودانه کرد. دیالوگ معروفش: «راستش رو بخوای عزیزم، برام یه ذره هم اهمیت نداره.» (Frankly, my dear, I don’t give a damn.)
· ویوین لی (اسکارلت اوهارا): بازیگر بریتانیایی که پس از یک جستجوی گسترده و اپیدمی (۱۴۰۰ بازیگر زن تست شدند) برای این نقش انتخاب شد. اجرایش بینظیر و برنده جایزه اسکار شد.
· اولیویا دو هاویلند (ملی همیلتون): نقش ملی، زنی مهربان و فداکار را بازی کرد که در تضاد کامل با اسکارلت است.
· لزلی هاوارد (اشلی ویلکز): نقش مردی را بازی کرد که به دنیای قدیم و اشرافیگری تعلق دارد.
· هتی مکدنیل (مامی): در نقش دایه سیاهپوست و وفادار اسکارلت. او اولین بازیگر آفریقایی-آمریکایی بود که برنده جایزه اسکار (در بخش بهترین بازیگر زن نقش مکمل) شد.
۴. دستاوردهای تاریخی و جوایز
· اسکار: فیلم در یازده رشته نامزد شد و هشت اسکار را از آن خود کرد که رکوردی تاریخی محسوب میشد.
· بهترین فیلم
· بهترین کارگردانی (ویکتور فلمینگ)
· بهترین بازیگر نقش اول زن (ویوین لی)
· بهترین فیلمنامه اقتباسی
· بهترین بازیگر نقش مکمل زن (هتی مکدنیل)
· بهترین تدوین
· بهترین طراحی صحنه
· بهترین فیلمبرداری (رنگی)
· همچنین یک اسکار افتخاری برای تهیهکننده و یک اسکار ویژه برای جلوههای ویژه.
· فروش: با تعدیل تورم، «بر باد رفته» پرفروشترین فیلم تاریخ سینما محسوب میشود.
۵. نقدها و جنجالها
با وجود تمامی محبوبیت و تحسینها، این فیلم امروزه با نقدهای جدی روبروست:
· تبلیغ نگاه نوستالژیک به بردهداری: فیلم دوران بردهداری در جنوب آمریکا را بهعنوان «عصر طلایی» و اربابان را افرادی نجیب و بردهها را راضی و خوشحال نشان میدهد. این یک تحریف خطرناک از تاریخ است.
· تصویرسازی نژادپرستانه: شخصیتهای سیاهپوست (مانند مامی و پرسی) اغلب در نقشهای فرودست، وفادار به اربابان سفیدپوست و فاقد عمق شخصیتی به تصویر کشیده شدهاند. استفاده از کلمه “Nigger” در دیالوگهای فیلم (البته در نسخههای بعدی حذف شد) جنجالبرانگیز است.
· تجللیسازی از Ku Klux Klan: در بخشی از فیلم، از کو کلاکس کلان به عنوان مدافعان شرافت جنوب یاد میشود.
به دلیل همین مسائل، در سالهای اخیر platforms مانند HBO Max برای مدتی فیلم را با توضیحات و هشدار درباره زمینه تاریخی آن منتشر کردند.
۶. حقایق جالب پشت صحنه
· جستوجوی اسکارلت: پروسه انتخاب بازیگر نقش اسکارلت یک سال به طول انجامید و به یک رویداد رسانهای تبدیل شد. بازیگران بزرگی مانند بت دیویس و کاترین هپبورن برای این نقش در نظر گرفته شدند.
· رابطه ویوین لی و کلارک گیبل: این دو در پشت صحنه رابطه چندان خوبی نداشتند. لی از بوسههای گیبل (که به بدبویی دهانش معروف بود) شکایت داشت و گیبل نیز از رفتار متکبرانه لی خوشش نمیآمد.
· تغییر کارگردانان: ویکتور فلمینگ سومین کارگردان این پروژه عظیم بود.
· آتشسوزی آتلانتا: صحنه معروف آتشسوزی آتلانتا، یکی از بزرگترین و پرهزینهترین صحنههای تاریخ سینما تا آن زمان بود. در این صحنه از دکورهای قدیمی فیلم «کینگ کونگ» (۱۹۳۳) استفاده شد!
جمعبندی
«بر باد رفته» یک پارادوکس عظیم است: از یک سو، یک اثر سینمایی باشکوه، با داستانی حماسی، بازیهایی به یاد ماندنی و تأثیری بیچون و چرا بر فرهنگ عامه است. از سوی دیگر، اثری است که یک تاریخسازی نژادپرستانه را ترویج میکند. درک این فیلم بدون در نظر گرفتن هر دو جنبه، غیرممکن است. این فیلم نه تنها یک داستان عاشقانه، بلکه سندی از تاریخ سینما و بازتابی از نگرشهای دوران خودش است.
مینیدورهیِ «دکوپاژ»
مستر کلاسِ سینمایی
«دکوپاژ»
Découpage
دکوپاژ: تجزیه و طراحی نماهای فیلم
این مسترکلاس بر مفهوم سینمایی «دکوپاژ» (Découpage) تمرکز دارند و آن را بهعنوان فرآیند تجزیه و شکستن فیلمنامه به واحدهای تصویری کوچکتر یا همان نماها (Shots) تعریف میکنند.
دکوپاژ نه تنها شامل برنامهریزی پیش از تولید توسط کارگردان برای تعیین نوع نما، زاویه دوربین، و حرکتهای دوربین است، بلکه به تغییرات احتمالی در هنگام فیلمبرداری و انتخاب نهایی و ترتیببندی نماها در مرحله تدوین نیز اشاره دارد.
یک بخش کلیدی در این برنامه، تمایز قائل شدن بین دکوپاژ (برنامهریزی برای چگونگی گرفتن نماها) و مونتاژ (ترکیب نهایی نماهای گرفتهشده) است.
همچنین یک مثال عملی، استفاده از نماهای مختلف (از لانگ شات تا کلوزآپ) را برای انتقال تنش عاطفی در یک صحنه دیالوگ نشان میدهد.
با
«مجید سیفالعلمایی» «منتورشیپ فیلمنامهنویسی و فیلمسازی»
از «خانۀ سینمایی پاژ» WWW.CINEMAEE.IR
مینیدورهیِ «فصول در سینما: زبان تصویری»
مستر کلاسِ
«فصول در سینما: زبان تصویری»
Seasons in Cinema: Visual Language
این مستر کلاس سینمایی به بررسی نقش نمادین فصلها در سینما پرداخته و بر این نکته تأکید دارد که آبوهوا فراتر از یک پسزمینه ساده، به عنوان ابزاری دراماتیک برای بیان احساسات و تحولات درونی شخصیتها عمل میکند.
«مجید سیفالعلمایی» در این آموزش، فصلهای مختلف را با مفاهیمی مانند امید، بحران، حسرت و تنهایی پیوند میدهد تا فیلمسازان بتوانند بدون نیاز به دیالوگ، بار معنایی داستان خود را تقویت کنند.
محتوا شامل تمرینهای کاربردی برای نویسندگان است تا با انتخاب آگاهانه زمان وقوع داستان، تأثیرگذاری صحنهها را افزایش دهند.
همچنین، این منبع بخشی از یک پلتفرم آموزشی جامع در حوزه فیلمنامهنویسی و تولید محتوا است که بر یادگیری اصولی و نتیجهمحور در هنر هفتم تمرکز دارد.
در نهایت، متن نشان میدهد که چگونه یک کارگردان هوشمند میتواند از تغییرات طبیعت برای بازنمایی سفر درونی قهرمان و ایجاد تضادهای تصویری بهره ببرد.
با «مجید سیفالعلمایی» «منتورشیپ فیلمنامهنویسی و فیلمسازی»
از «خانۀ سینمایی پاژ» WWW.CINEMAEE.IR

درباره majid.sayf
«مجید سیفالعلمایی» هستم، «منتور شیپ فیلمنامهنویسی و فیلمسازی» از «خانۀ سینمایی پاژ». ماموریتم کمک به مشتاقان و فعالان سینمایی است تا بتوانند بهتر فیلمنامه بنویسند و اصولی فیلم بسازند، به روش کاملاً کاربردی و نتیجه محور.
نوشتههای بیشتر از majid.sayf
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.