نمایشنامه «شب هزار و یکم» نوشته بهرام بیضایی، اثری است که ریشههای ایرانی کتاب «هزار و یک شب» را با بازخوانی اسطوره ضحاک در شاهنامه پیوند میزند. این نمایشنامه در سه پرده (اپیزود) مستقل نوشته شده اما با بنمایههای تکرارشونده به هم پیوند خورده است. بیضایی در این اثر، نقش زنان را از حاشیه به متن میآورد و روایتی متفاوت از تاریخ فرهنگی ایران ارائه میدهد.
ساختار و محتوای سه پرده
نمایشنامه در سال ۱۳۸۲ منتشر شد و نخستین بار به کارگردانی خود بیضایی در تالار چهارسوی تئاتر شهر تهران به صحنه رفت . هر سه پرده داستان و شخصیتهای مستقل دارند، اما مضامین مشترکی آنها را به هم میبندد .
پرده اول: بازسازی افسانه گمشده ضحاک
این پرده با الهام از داستان ضحاک در شاهنامه و کلیت «هزار و یک شب» نوشته شده است . بیضایی در این پرده، داستان گفتهنشده شاه ضحاک و همسرانش شهرناز و ارنواز را روایت میکند که به باور او سرچشمه اصلی کتاب نابودشده «هزار افسان» است . برخلاف روایت شاهنامه که در آن شهرناز و ارنواز زنانی منفعل و اسیر جادوی ضحاک هستند، در این پرده آنها زنانی کنشمند و آگاهاند که خودخواسته به کاخ ضحاک میروند تا با سرگرم کردن او و نجات جوانانی که قرار است قربانی مارهای دوش او شوند، زمینه نابودیاش را فراهم کنند . آنها هر شب داستانی برای ضحاک میگویند و با همکاری خوالیگران، یکی از دو جوانی را که باید مغزش خوراک ماران شود، نجات میدهند .
پرده دوم: داستان مترجم گمنام «هزار افسان»
این پرده روایتگر داستان مترجمی ایرانی به نام پورفرخان است که «هزار افسان» را از پارسی به عربی برمیگرداند و نام «الف لیله و لیله» را بر آن مینهد. پس از کشته شدن او، حاکم بغداد کتاب را به دلخواه خود تغییر میدهد و از خورزاد و ماهک (همسر و خواهر پورفرخان) میخواهد که نسخه عربی را برایش بخوانند. اما آنها برای حفظ غرور ملی، تسلیم این خواری نمیشوند و جان خود را از دست میدهند . این پرده به تحریفهای تاریخی و فرهنگی در گذر زمان میپردازد .
**پرده سوم: زنی که «هزار و یک شب» میخواند
این پرده در دوران مشروطه و نزدیک به روزگار ما میگذرد و داستان زنی به نام روشنک را روایت میکند که در جامعهای سنتی و خرافاتزده، تصمیم میگیرد برخلاف شوهر متعصب و باورهای خرافی زمانه که خواندن این کتاب را برای زنان ممنوع میدانست، «هزار و یک شب» بخواند . این پرده به موضوع باسوادی زنان و مبارزه با جهل و تعصب میپردازد .
درونمایهها و بنمایههای تکرارشونده
پژوهشگران ادبی، بنمایههای (موتیفهای) مشترک سه پرده را بررسی کردهاند. برجستهترین این بنمایهها عبارتاند از :
ضحاک ماردوش و معادلهای انسانی آن: بیضایی نشان میدهد که اساطیر از بین نمیروند و تنها تغییر شکل میدهند؛ ستمگری ضحاک در هر دوره به شکلی جدید ظاهر میشود .
مرگخواهی شخصیتهای زن: زنان نمایشنامه برای غلبه بر موانع، راهی جز مواجهه با مرگ ندارند .
مکر زنان: بیضایی مکر زنان را با رنگ و بویی خیرخواهانه به کار میگیرد؛ آنها با زیرکی برای نجات دیگران توطئه میچینند .
کشمکش بر سر کتاب «هزار و یک شب»: هواداران و مخالفان این کتاب در پردهها با یکدیگر درگیرند؛ در پرده دوم این کشمکش پایانی تلخ دارد اما در پرده سوم نتیجهای خوشبینانه به دست میآید .
قربانی شدن یک شخصیت در هر پرده: در هر پرده یک شخصیت قربانی میشود که غایب است و از زبان دیگران معرفی میشود: جمشید در پرده اول، پورفرخان در پرده دوم و مادر روشنک در پرده سوم .
نقش محوری زنان
یکی از مهمترین ویژگیهای «شب هزار و یکم»، جابهجایی رادیکال زنان به مرکز روایت است . بیضایی شخصیتهای زن را از حاشیه به متن میآورد و آنها را به عاملان اصلی تغییر و نجات تبدیل میکند . در پرده اول، شهرناز و ارنواز نه قربانیانی منفعل، بلکه توطئهگرانی آگاه و کنشمندند که با داستانگویی، هم جوانان را از مرگ میرهانند و هم مقدمات نابودی ضحاک را فراهم میکنند . در پرده دوم، خورزاد و ماهک با ایستادگی در برابر تحریف کتاب، بر هویت ملی تأکید میکنند . در پرده سوم، روشنک نماد زنی است که با کتابخوانی بر جهل و تعصب میشورد .
ریشههای ایرانی «هزار و یک شب»
بیضایی در کتاب «هزار افسان کجاست؟» و در پژوهشهای خود، این ایده را مطرح میکند که «هزار و یک شب» نه یک اثر صرفاً عربی، بلکه ریشه در ایران باستان دارد . او معتقد است کتاب کهن «هزار افسان» (که در دوران ساسانی وجود داشته و بعدها به عربی ترجمه شده) اصل ایرانی این کتاب است . بیضایی از طریق ریشهشناسی نامها و شواهد تصویری، استدلال میکند که شخصیتهای اصلی «هزار و یک شب» (شهریار، شهرزاد و دینآزاد) همان شخصیتهای داستان ضحاک در شاهنامه (ضحاک، شهرناز و ارنواز) هستند که در متون اوستایی با نامهای «اژیدهاک»، «سنگهوک» و «ارنوک» ظاهر میشوند . از دید بیضایی، نقش نجاتبخشی این زنان در خداینامههای اصلی حذف شده و به مردان (فریدون و یارانش) نسبت داده شده است؛ «شب هزار و یکم» تلاش میکند این نقش حذفشده را به زنان بازگرداند .
اجرا و ترجمه
نمایش «شب هزار و یکم» در سال ۱۳۸۲ به مدت حدود دو ماه (۲۶ شهریور تا ۱۷ آبان) در تالار چهارسو به صحنه رفت. بازیگرانی چون پانتهآ بهرام، بهناز جعفری، حمید فرخنژاد، مژده شمسایی، ستاره اسکندری و اکبر زنجانپور در آن ایفای نقش کردند . این نمایشنامه توسط سعید طلاجوی به انگلیسی ترجمه و در سال ۲۰۲۳ با تحلیلی انتقادی منتشر شد .
جمعبندی
«شب هزار و یکم» را میتوان نقطه تلاقی دو دغدغه همیشگی بیضایی دانست: بازخوانی اسطورههای ایرانی و بازنمایی نقش زنان در تاریخ و فرهنگ. او با پیوند دادن ضحاک شاهنامه به شهرزاد هزار و یک شب، روایتی میسازد که در آن زنان به جای قربانیان خاموش، راویان و نجاتبخشانی هستند که با کلام خود بر ستم و فراموشی غلبه میکنند.
درباره cinemaee
«خانه سینمایی پاژ» (نام برند) + «به میزبانی سیف» (امضای شخصی) · نام اصلی: خانه سینمایی پاژ · امضا در لوگو و محتوا: «با منتورشیپ سیف» یا «به میزبانی سیف» · شعار پیشنهادی: «خردی از پاژ، دریچهای به سینما» در این صورت، شما یک «خانه» دارید که ریشه در فرهنگ ایران دارد (پاژ) و یک «میزبان» که یک منتور واقعی و زنده است (سیف). این تلفیق، هر دو دنیا را در اختیار شما میگذارد: شکوه و ماندگاری یک نام فرهنگی، و گرمای انسانی و اعتبار یک نام شخصی.
نوشتههای بیشتر از cinemaee
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.