رکورد 1 فروردین 1403
بروزرسانی 1 فروردین 1403
باز آمدم چون عید نو
این برنامه برای افراد مصمم و با اراده طراحی شده است!
«باز آمدم چون عید نو»
«مدت 03:22»
رکورد: 29 اسفند 1400
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بیآب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
از شاه بیآغاز من پران شدم چون باز من
تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کردهام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راه پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را
گر ذرهای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گستردهای مهمان خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم
نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو
جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند
من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵
نگرش در حکم همهچیز است!
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بیآب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
از شاه بیآغاز من پران شدم چون باز من
تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کردهام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راه پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را
گر ذرهای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گستردهای مهمان خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم
نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو
جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند
من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 1375
هنر اگر چه نان نمیشود، اما شراب زندگی است.
«باز آمدم چون عید نو»
«مدت 03:22»محصولات و دورههای آموزشی آنلاین:
مدرسه فیلمنامهنویسی
ترم آموزشی و تخصصی: "مدرسه فیلمنامهنویسی" Screenwriting school
مشخصات محصول آموزشی: عنوان: ترم آموزشی و تخصصی: "مدرسه فیلمنامهنویسی" Screenwriting school کارشناس: مجید سیفالعلمایی
هدف: دورۀ "مدرسه فیلمنامهنویسی" "تبدیل شدن به فیلمنامهنویسان حرفهای و خلاق که توانایی خلق داستانهای جذاب و تأثیرگذار را دارند و میتوانند ایدههای خود را به شکلهای جذاب به تصویر بکشند."
نوع دسترسی: بلافاصله پس از عضویت و پرداخت شهریه، امکان شرکت و حضور در کلاس فراهم و دسترسی به تمام درسها و محتوای دوره میسر میشود.
دوره «مدرسه فیلمنامهنویسی» بهطور خاص و فشرده برای ۴ گروه طراحی شده است:
۱. آرزومندان جدی تغییر مسیر (مهاجران حرفهای)
-
آنها که: در رشتهای غیرمرتبط تحصیل یا کار کردهاند، اما همواره عشق به داستانگویی و سینما در ذهنشان بوده است.
-
نیازشان: یک مسیر مطمئن، ساختاریافته و کامل از صفر تا صد تا تبدیل شدن به یک فیلمنامهنویس. آنها نمیخواهند تکهتکه و سرگردان یاد بگیرند. این دوره نقشهی راه و همراهی دائمی به آنها میدهد.
۲. هنرمندان نیمهتمام (نویسندگان درجا زده)
-
آنها که: ایدهها، طرحها یا حتی پیشنویسهای ناتمامی در کشوی میز دارند. شاید دورههای کوتاه دیدهاند یا خودآموز کردهاند، اما پروژههایشان به بنبست خورده است.
-
نیازشان: هدایت تخصصی، بازخورد حرفهای و رفع اشکال نامحدود روی پروژه شخصی خودشان. این دوره برای آنها یک «مشاور و منتقد اختصاصی» است که آنها را از مرحله ایده تا پایان نگارش همراهی میکند.
۳. دانشجویان و فعالان هنری (جویندگان عمق و ساختار)
-
آنها که: دانشجوی سینما، تئاتر، ادبیات یا هنر هستند یا در حیطههای مرتبط (مثلاً تهیهکنندگی، کارگردانی) فعالیت میکنند.
-
نیازشان: تکمیل دانش آکادمیک با مهارت عملی و کاربردی. آنها تئوری را میدانند اما میخواهند یاد بگیرند چطور یک ایده را به یک فیلمنامه فروشپذیر و قابل تولید تبدیل کنند. این دوره پل میان دانشگاه و بازار کار برای آنهاست.
۴. فیلمسازان مستقل (تکپردازان نیازمند سلاح)
-
آنها که: ساخت فیلم کوتاه یا مستند را تجربه کردهاند و میدانند که ضعف اصلی بسیاری از فیلمها، فیلمنامهی ضعیف است. میخواهند خودشان نویسنده پروژههایشان باشند.
-
نیازشان: مهارت فنی و حرفهای نوشتن تا بتوانند ایدههای بصری خود را در قالب یک سند استاندارد، قوی و جذاب ارائه دهند. برای آنها، فیلمنامه یک سلاح ضروری است.
این دوره بهطور مشخص برای این افراد مناسب نیست:
-
افرادی که بهدنبال یک کارگاه فشرده ۱۰ ساعته برای آشنایی مقدماتی هستند.
-
کسانیکه وقت یا تعهد لازم برای ۹ ماه آموزش متمرکز، انجام تمرینات و مشارکت در کارگاهها را ندارند.
-
افرادی که صرفاً به تحلیل فیلم علاقه دارند و قصد جدی برای نوشتن ندارند. (دوره «شاهکارهای سینمایی» برای آنها مناسبتر است).
بیان سادهتر:
اگر احساس میکنید یک فیلمنامهنویس درون شما زندانی است و به یک زندانشکن حرفهای (مدرس)، یک نقشه فرار (سیلابس) و یک گروه همراه (پشتیبانی و کارگاه) نیاز دارید تا او را آزاد کنید، این دوره برای شما ساخته شده است.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.