مردی شبیه باران
سعید سهیلی
انسان و ارتباط
انسان نیازمند ارتباط است .
هنرمند با هنرش قصد ایجاد ارتباط با مخاطب دارد.
بدین منظور باید با اثر هنرمند ایجاد همذات پنداری کند.
بـــــه عبارتی، تا همذات پنداری نباشد، ارتباط هم صورت نمی گیرد.
و اینها حاصل نمی شود مگر خیر و شر در ستیز باشند. در کشمکش و برخورد است که ما در گیر شده و حس همذات پنداری در جبه ى خیر به ما دست می دهد.
و باز این همه تحقق نمی یابد الا اینکه فیلم دارای داستان با همه ى مشخصات شناخته شده و از جمله دارای موضوع باشد.
و موضوع یعنی شخصیت و ماجرا.
مردی شبیه باران موضوع ندارد.
۲۲و۲۴/۳/۷۶

جلسه ى پس از نمایش فیلم “مردی شبیه باران”
گفتی راز خلقت مهر است و دوستی و عشق .
یاد حافظ افتادم :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست
با دوستان مروت با دشمنان مــــــدارا
سپس از شاعران گفتی ، بعد گفتی از شاعران که در طول تاریخ و اِل و بِل.
و اندیشیدم که از حرف چند دقیقه پیشت فراموش کردی .
توهین بد است آن شخص کاری زشت کرد. که گفت : “دهنت رو ببند آشغال”. تو هم کاری نیکو نکردی .
چرا تهدید می کنی ؟ رجز می خوانی ؟
یک بار نوار ضبط شده را ببین و بشنو .
آیا دیگران که به تو اعتراض نکردند فکرش را هم نکردند؟
در درون آدمها غوغاست .
۲۴/۳/۷۶
پستهای مرتبط
8 مرداد 1405
4 مرداد 1405
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.